<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بازمانده ای از سالهای دور</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/</link>
<description>خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Oct 2009 13:25:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شان صعود عشق</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>

&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; line-height: normal;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;باران از بالا بر زمین می
بارد و دانه های زیر خاک را بیدار میکند و آنها رو به نور بالا می ایند این شان
نزول باران است مادر فرزند را در آغوش میکشد و از بالا به او نگاه میکند و وقتی
کودک عشوه خویش را با لبخند خود آغاز میکند او را بالا می اورد تا از روبرو به
یکدیگر نگاه کرده و نرد عشق ببازند این شان نزول مادر بودن است خورشید صبحدم از
شرق سر بر می اورد و از بالا نور و گرما و زندگی بر زمین می پاشد و این شان نزول
خورشید بودن است ماه شبها در دل آسمان از میان تاریکیها سر بر می آورد تا آیینه ای
باشد در برابر خورشید که زمین در تاریکی نماند از پنجره ها به درون خانه ها سرک
میشکد تا عاشقان یادشان بماند که محبوب و ومعشوق چون ماه است یگانه ای در میان
تاریکیها و این شان نزول تابش مهتاب است ... حتی فرشتگان نیز آیات خدا را از آسمان
بر زمین نازل میکنند تا ریشه همه چیز اسمانی باشد که تا از آسمان نزولی نباشد
صعودی ممکن نگردد بجز دو چیز که صعودی به آسمان دارند گویی اصولا منزلشان در زمین
نبوده است و یکی از این دو عشق است ... انسان نمیتواند عاشق نباشد نمیتواند عشق را
فراموش کند نمیتواند عشق را دفن کند که عشق حتی اگر تدفین نیز شود دوباره رویش
میکند اگر هرس شود چند برابر میشود اگر آفت ببیند استوارتر میگردد و جز خودش را
نمی رویاند و جز رحمت و محبت میوه ای ندارد ... عشق شاید از زمین شروع شود اما
نتیجتا به آسمان ختم میشود عشق شاید از خاک سر بر آورد اما به افلاک منتهی میشود
عشق شاید از نگاهی ابتدا بگیرد اما تا پگاه عرش نیز انتها نمیگیرد عشق نزول ندارد
اگر هم پایین مانده است برای این است  تا دستی را بگیرد و آسمانی کند تا جانی
را بیالاید و لاهوتی کند تا دلی را به زنجیر حقیقت بند گرداند و قلبی را مقلوب
خویش نماید و این تقدیر محتوم عشق است فقط باید بگذاری که اشکهایت بر کناره باغچه
آن بریزد تا دمی را در تنهایی تو به سر برد تا لحظاتی را بر ترنم رعد و برق قلبی
که از محبت دوست به تلاطم افتاده از درون حقیقت انسان سر در آورد آنگاه چون مادری
که طفل خود را در آغوش کشیده و در برابر خود نگاه میدارد و به او تبسم میکند با
قلبی که ظرف آن شده چنین کند آنگاه دیگر جز شان صعود ندارد و صاحب خویش را بالا
میبرد به اوج می رساند خواب را از او میگیرد تا همیشه بیدار باشد زندگی را برایش
مفهوم می بخشد و شجره ای میشود که لبالب از میوه است میوه ای که لبریز از دانه است
حتی وقتی لگد میخورد نیز میوه بر پای همان لگدهایی که به تنه اش خورده اند می ریزد
نه چهره در هم میکشد و نه اخم میکند و نه لحظه ای از ترنم آسمانی خویش دست بر
میدارد تنه اش ضربه میخورد و او ایثار میکند زیرا درخت است زیرا ثمره دارد زیرا
میوهاش اگر بر شاخه های آن بماند میگندد همه میوه هایش را نیز به یکباره فرو
نمیریزد حتی رسیده هایش را به یکباره خرج نمیکند و برای پرندگان مسافری نگاه
میدارد که گاهی بر شاخه هایش مینشینند و او به سخاوت تمام نه دست از تکیه گاه بودن
خود بر میدارد و نه از میهمان نوازی فرو میماند و این شان نزول عشق است اگر دلی
عاشق باشد اگ دلی مملو از عشق باشد اگر دلی ظرف پاک و حقیقی عشق باشد چون این گونه
درختان اگر هم نیمه گمشده خویش را نیابد خود نیمه گمشده دیگران میشود و حتی از
غریبه ها نیز دریغ نمیکند و سایه اش را بر سر هر عابری نگاه میدارد و تمام حیثیت او
فایده و نفع میشود هم ریشه آن هم تنه آن هم ساقه های آن هم برگ آن هم میوه های آن
و هم سایه آن که سایه سار دیگران میشود اگر چه خورشید مستقیم بر او بتابد هم اصیل
است و ریشه دارد هم اجازه میدهد که بر او تکیه کنند هم میگذارد بر او تاب ببندند و
شادی کودکان را به قیمت زخمی بر بدن خویش پذیرا میشود و هم با رنگ خود چشمها را
نوازش میکند این راز مهربانی است راز عاشق بودن راز محبت کردن راز عشق ورزیدن ...
حتی وقتی که پاییز میرسد و برگهایش سبزینه خویش را از دست میدهند و ظاهرا به کهنگی
رسیده است تازه  تابلویی از زیبایی و زیباییها میگردد حتی وقتی که برگهایش
میریزد نیز در زیر پای عابران می افتد تا سمفونی مهربانی را دوباره و چند باره به
یاد ایشان بیاورد اگر چه آنها هنوز به دنبال نیمه گمشده خویش سرگردان باشند و چنین
میشود که میتوان نیمه گمشده دیگران بود چون باران بارید چون خورشید تابید و از
تابیدن دست نکشید چون مهتاب شبها را به بیداری طی کرد و چون عشق هم خود بالا برود
و هم عاشق را رفعت بخشد و این میسر نیست مگر اینکه قلبی مقلوب و مغلوب عشق شود ...
از من سوال شده که شان نزول نوشته قبلی چیست ؟ و این نوشتار جوابی البته نه در خور
سوال کننده که در حد بضاعت این حقیر بود وقتی که تمام وجودم را در سایه سار مهری
که وقتی بر قلب مینشیند جز آهی خدایی چیزی از آن بیرون نمی آید ... باز هم بگویم
یا همین قدر اعتراف کافیست؟ ( مقلوب یعنی دگرگون و مغلوب یعنی تسلیم )&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 13:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیمه گمشده</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>
&lt;br style=&quot;color: rgb(204, 0, 255);&quot; /&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(204, 0, 255);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;وبلاگها را که ورق میزنی و کند و کاو میکنی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;با اینکه رنگ مجاز دارند و حقیقی نیستند اما
گاهی میشود حقیقت را در بطن آنها به روشنی افتاب دید این خاصیت آفتاب است که اگر
روزنه ای در برابر خویش ببیند از آن به درونش سرکی بکشد و خویش را در آنجا متجلی
کند&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دردها فراوان نیست شاید با کمی تساهل
در کلام اصولا دردی بجز یک درد وجود ندارد چون همه دردها و رنجها روزی خواه ناخواه
تمام میشود اما درد تنهایی و فراق همیشه توام انسان است حتی درون قبری که انسان را
در آن میگذارند و این خاصیت خلقت است که انسان اینگونه باشد تا عشق را بجوید و دل
ببندد تا از مجاز عشق و عشق مجازی به حقیقت عشق و عشق حقیقی برسد خیلیها از تنهایی
مینالند دیگران نیز که سکوت کرده اند نیز در این درد مشترکند بعضی نیز به دنبال
نیمه گمشده خویش میگردند و البته این ضرورت انسان بودن است اما می شود به گونه
دیگری بود نوع دیگری دید و به روش دیگری عمل کرد ... با ذره ای مهربانی با اندکی
صبوری با کمی ملاطفت با مثقالی لطف و صبوری و عشق به همه و به همنوع میتوان نیمه
گمشده دیگران بود بجای اینکه دنبال مرجعی بگردیم مرجع دیگران باشیم بجای اینکه کسی
را بخواهیم که دردمان را بشنود به درد دلها و سخنهای دیگران گوش دهیم بجای اینکه
باری بر دیگری باشیم باری از شانه های مردم برداریم و شانه های خسته اشان را از سر
صدق مالشی دهیم و اشکهایشان را با سر انگشت لطف از گوشه های چشمانشان پاک کنیم
ممکن است زندگی زیبا نباشد دنیا زیبا نباشد رنگی زیبا نداشته باشد اما میتوانیم با
اندکی مهربانی و لطف و صبوری گوشه ای از دنیای کسی را زیبا کنیم گوشه ای از زندگی
کسی را زیبا کنیم و در میان همه بی رنگیها آبی آسمان امید دیگران باشیم بیاییم
نیمه گمشده دیگران باشیم تا به دنبالمان بیایند و نه اینکه به دنبال دیگران بگردیم
... این شدنی است به راحتی هم شدنی است ... کافی است که ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;color: rgb(204, 0, 255);&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 13:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعلام خطر</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;
  
&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;قابل توجه دوستان گرامی که با استفاده از خدمات سیستم وب سایت نایت اسکین در محیط وبلاگ کار می کنند:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;متوجه وجود ویروس جدیدی در این سایت شده ایم که به وبلاگ های مرتبط با آن نیز سرایت کرده است و به محض باز کردن سایت یا وبلاگ باعث از کار افتادن ویندوز می شود. در این حالت ویندوز قادر به اجرای هیچ نوع دستوری از طرف شما نیست و در صورت ریست کردن کاملا از کار می افتد و در نهایت جز با نصب ویندوز جدید راه اندازی نمی شود&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;لطفا هنگام کار با این سایت و وبلاگ های دیگر احتیاط کنيد&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;دوستاني را كه ميشناسيد تلفني خبر كنيد و قالب وبلاگتان را عوض كرده  و فعلا وارد وبلاگهايي كه نميشناسيد نشويد &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 15:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهربانی را بیاموزیم</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;مهربانی را بیاموزیم&lt;BR&gt;فرصت آیینه ها در پشت در مانده است&lt;BR&gt;روشنی را می شود در خانه مهمان کرد&lt;BR&gt;می شود در عصر آهن&lt;BR&gt;  آشناتر شد&lt;BR&gt;سایبان از بید مجنون ،&lt;BR&gt;روشنی از عشق&lt;BR&gt;می شود جشنی فراهم کرد&lt;BR&gt;می شود در معنی یک گل شناور شد&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=100 alt=redrose_md_clr.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redrose_md_clr.gif&quot; width=100 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;مهربانی را بیاموزیم&lt;BR&gt;موسم نیلوفران در پشت در مانده است&lt;BR&gt;موسم نیلوفران یعنی که باران هست&lt;BR&gt;یعنی یک نفر آبی است &lt;BR&gt;موسم نیلوفران یعنی&lt;BR&gt;یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;می شود برخاست در باران&lt;BR&gt;دست در دست نجیب مهربانی&lt;BR&gt;می شود در کوچه های شهر جاری شد&lt;BR&gt;می شود با فرصت آیینه ها آمیخت&lt;BR&gt;با نگاهی&lt;BR&gt;می شود سرشار -&lt;BR&gt;- از رازی بهاری شد&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;دست های خسته ای پیچیده با حسرت&lt;BR&gt;چشم هایی مانده با دیوار رویاروی&lt;BR&gt;چشمها را می شود پرسید&lt;BR&gt;آسمان را می شود پاشید&lt;BR&gt;می شود از چشمهایش ...&lt;BR&gt;چشمها را می شود آموخت&lt;BR&gt;می شود برخاست&lt;BR&gt;می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون شد&lt;BR&gt;می شود دل را فراهم کرد&lt;BR&gt;می شود روشنتر از اینجا و اکنون شد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;جای من خالی است&lt;BR&gt;جای من در عشق&lt;BR&gt;جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار&lt;BR&gt;جای من در شوق تابستانی آن چشم&lt;BR&gt;جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت&lt;BR&gt;جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت&lt;BR&gt;جای من خالی است&lt;BR&gt;من کجا گم کرده ام آهنگ باران را ؟!&lt;BR&gt;من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;می شود برگشت&lt;BR&gt;می شود برگشت و در خود جستجویی داشت&lt;BR&gt;                    در کجا یک کودک دهساله در دلواپسی گم شد ؟!&lt;BR&gt;                   در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟!&lt;BR&gt;می شود برگشت&lt;BR&gt;تا دبستان راه کوتاهی است&lt;BR&gt;می شود از رد باران رفت&lt;BR&gt;می شود با سادگی آمیخت&lt;BR&gt;می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد&lt;BR&gt;می شود کیفی فراهم کرد&lt;BR&gt;دفتری را می شود پر کرد از آیینه و خورشید&lt;BR&gt;در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد&lt;BR&gt;                   من بهار دیگری را دوست می دارم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=flow019.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/flow019.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;جای من خالی است&lt;BR&gt;جای من در میز سوم ، در کنار پنجره خالی است&lt;BR&gt;جای من در درس نقاشی&lt;BR&gt;جای من در جمع کوکبها&lt;BR&gt;جای من در چشمهای دختر خورشید&lt;BR&gt;جای من در لحظه های ناب&lt;BR&gt;جای من در نمره های بیست&lt;BR&gt;  جای من در زندگی خالی است&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;IMG height=30 alt=redSmCLR.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/redSmCLR.gif&quot; width=30 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;می شود برگشت&lt;BR&gt;اشتیاق چشم هایم را تماشا کن&lt;BR&gt;می شود در سردی سرشاخه های باغ&lt;BR&gt;جشن رویش را بیفروزیم&lt;BR&gt;دوستی را می شود پرسید&lt;BR&gt;چشمها را می شود آموخت&lt;BR&gt;مهربانی کودکی تنهاست&lt;BR&gt;مهربانی را بیاموزیم...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;A title=شعرنو href=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai/shereNo.htm&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;FONT color=#cc00ff size=3&gt;&lt;IMG height=156 alt=heart3.gif src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/Mehrabani_files/heart3.gif&quot; width=123 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 18:58:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها </title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;فلاح یعنی از زیر خاک بیرون آمدن و به همین علت است که کشاورز را فلاح میگوییم  ... این دنیای خاکی تنها برای رشد و بیرون آمدن انسان از خودش ساخته شده است  و تنها این مومنین هستند که رنگ فلاح و رستگاری را میچشند و آن را با همه وجود مینوشند و درک میکنند  درست مثل یک دانه که از زیر خاک از فشار خاک از تاریکی زیر خاک از نمناکی آن خویش را نجات میدهد  زمین را میشکافد و به سمت و سوی خورشید حرکت میکند  به سمت نور و روشنایی و این راز نجات است  همان که خداوند می فرماید قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون ...و این میسر نیست مگر با تزکیه نفس و تزکیه معنای سر بریدن نیز میدهد که سر بریدن گوسفند را تزکیه میگوییم  شاید که چاره ای جز این نیست که جهالت و خودخواهی و خودبینی و ... تمام صفات رذیله راکه مانع حرکت یا باعث کندی آن دراین جاده میشود از خویش برید و دور انداخت و آنگاه می فرماید که هر کسی که خویش را آلوده کرد همانا محروم گشته است و دسیها هم معنای آلوده کردن دارد و هم اینکه  دسیسه مفهوم زیر خاک کردن میدهد ... اگر کسی چیزی را زیر خاک  پنهان کند به آن کار دسیسه میگویند  کما اینکه در قران کریم زیر خاک کردن دختران را با کلمه دسیسه  توام میکند ...  در روایت داریم که مردم مانند معادن طلا و نقره هستند  و لاجرم هر معدنی را باید کنکاش کرد خاکهایش را کنار زد تا گوهرهایش را استخراج کرد و یقینا گوهرهای وجودی انسان از طلا و نقرهو یاقوت و زمرد و حتی الماس هم برتر و بالاتر است که  میتوان با استخراج آنها به مقام قرب خداوندی که برترین مقام  و شایسته ترین مقام هستی است دست یافت یعنی همان هدفی که انسان بخاطر آن خلق شده است  البته  این نکته نیز قابل توجه است که خداوند حکیم برای بیان این  دو مطلب  11 بار به 11 چیز از جمله ذات مقدس خود قسم خورده است  که نشان از اهمیت این مطلب دارد ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آیا برای بیرون آمدن از زیر خاک کوششی داشته ایم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 20:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنها یک لبخند</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff size=3&gt;گاهی نمیتوان برای کسی کاری کزد مگر دعایی که ممکن است به اجابت نرسد یا به گونه دیگری ظهور کند اما میتوان به درد دل مردم گوش کرد حرفهایشان را شنید و تنها سکوت کرد در این هنگام ملجا و پناه آنها میشوی ... کار خاصی هم برایشان بجز شنیدن حرفهایشان نکرده ای اما هم به آنها آرامش میدهی و هم میبینی که لبخندی از رضایت برگوشه لبهایشان نشسته است لبخندی که انعکاس تبسم خداوند در آیینه چهره انسان است این ساده ترین راه وصول رضایت اوست ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3300ff size=3&gt;عید سعید فطر را پیشاپیش به عموم مسلمانان تبریک و تهنیت عرض میکنم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 07:59:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اللهم عجل لولیک الفرج</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;  &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 538px; HEIGHT: 441px&quot; height=600 alt=&quot;یا صاحب الزمان (عج)&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uui.ir/pictures/011635a59bf0ff686e4b87757f924ed0.jpg&quot; width=635 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;در عشق گشتم فاشتر و از همگنان قلاشتر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; و از دلبران خوش باشتر مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;افسون مرا گوید کسی تو به زمن جوید کسی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت میکنند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار ز او &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;ای ابر خوش باران بیا و ای مستی یاران بیا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; و ای شاه طراران بیا مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; حیران کن و بی رنگ کن ویران کن و پر گنج کن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;نقد ابد را سنج کن مستان سلامت میکنند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;شهری ز تو زیر و زبر هم بی خبر هم باخبر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;و ای از تو دل صاحب نظر مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آنجا که یک با خویش نیست یک مست آنجا بیش نیست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; آنجا طریق و کیش نیست مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آن جان بی چون را بگو، وان دام مجنون را بگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;وان در مکنون را بگو مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; وان یار و همدم رابگو مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;&lt;FONT size=3&gt; وان طور سینا را بگو مستان سلامت میکنند &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;&lt;FONT size=3&gt;وان نور روزم را بگو مستان سلامت میکنند &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt;آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633 size=3&gt; وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;غزل از  جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزلیات شمس )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 540px; HEIGHT: 435px&quot; height=600 alt=&quot;یا مهدی (عج)&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uui.ir/pictures/11e43146c8c501319ce013ec0d7670af.jpg&quot; width=570 border=0&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 08:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محبت و نزدیکی</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;وقتی که انسانها از یکدیگر دور باشند برای اینکه بتوانند همدیگر را صدا کنند فریاد میکنند درست مثل زمانی که تلفن همراه آنتن نمیدهد ... میبینی که این راه ندادن و این بد بودن خط را میخواهد با فریادش جبران کند اما نمی شود چون فریاد هم گاهی راه به جایی نمیبرد حتی در دعوا و زد و خورد و کشمکش بین انسانها نیز چنینند یعنی در حالی که ظاهرا بسیار بهم نزدیکند و بعد مکانی زیادی ندارند اما از نظر مکانت از هم دورند فلذافریاد میزنند تا این دوری و این فاصله و بعد مسافت را جبران کنند اما عجیب اینکه هیچکدامشان با همه نزدیکی صدای دیگری را نمیشنود و نمیتواند که بشنود در باره خداوند نیز چنین است  اگر قلب ما در اثر گناه از او فاصله گرفته باشد نمیتوانیم با او صحبت کنیم و علی رغم نزدیکی و قرب او به همه چیز نمیتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم اما همین مقدار که قلبمان رقیق شود و قساوت و خشونت گناه از دلمان دور شود با یک نجوای کوچک هم میتوانیم با او صحبت کنیم ... بدن ما و خواسته های نفسانی ما بزرگترین ایجاد کننده فاصله بین ما و خداوند است  و وقتی در ثر پرهیز از گناه و امساک رقت قلبی پیدا میکنیم میتوانیم به راحتی با نجوایی که تنها خودمان قادر به شنینش هستیم با او صحبت کنیم این راز ترک گناه و ترک دنیاست چنانکه حتی در اذان نیز با اشهد ان لا اله الا الله شروع میکنیم و وقتی تمام حجابهای بین انسان و خداوند پاره شد در انتهای آن نیازی به گفتن فعل اشهد نیست و گوییا بی فاصله میتوانیم بیان کنیم که :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;لا اله الا الله ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 14:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966 size=3&gt;یا لیتنی کنت معکم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966 size=3&gt;در روایت است که اگر مومن امکان جهاد برایش نباشد لااقل باید آرزوی جهاد در راه خدا را داشته باشد وگرنه بر شعبه ای از نفاق مرده است ... بعضی خیال میکنند جنگ مطلقا بد است و بعضی دایما بر طبل جنگ میکوبند و اسم آن را نبرد برای عدالت مینامند ... در زبان دین هیچ چیز نه مطلق خوب و نه مطلق میباشد بلکه نوع استفاده از آن است که آن را خوب یا بد میکند مثلا مرفین یا حتی چاقو یا الکل یا ... جنگ نیز اگر چه ضرورت زندگی نیست اما اگر در راه خداوند باشد دری از درهای بهشت اسنت که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است { امام علی ( ع ) }... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966 size=3&gt;خیلی از جنگها تمام شده است و جنگهای دیگری آغاز خواهد شد اما مهم برخورد ما با آن است آنچه که یقینا در زندگی به عنوان یکی از امتحانات الهی گریبان ما را خواهد گرفت بحث امتحان در نیت و تفکر ماست مسایلی مثل حسن ظن یا سو ظن  مثل خوش بینی و بدبینی مثل آرزوی جهاد در راه خدا ... و بر همین مبنا هنوز عده ای در میدان جنگ هستند و عده ای در بطن جنگ از آن بیرونند و در صلح کامل به سر میبرند .... آری بدر و حنین و احزاب  صقین و جمل و نهروان و حتی چنگ تحمیلی ما تمام شده است  اما هنوز عده ای در آنها به نبرد مشغولند زیرا ذهن و نیت و تفکرشان برای خداوند میزند ... یعنی اگر چه سن ما به آن موضوع نمیرسد و از اختیار ما بیرون است اما آرزوی آن را در سر داریم / کلمه لیت به معنای ایکاش برای آرزوهای محال مطرح میشود یا لیتنی کنت معک یعنی ایکاش باتو بودم ( اما نمیشود ) و این علاوه بر ایجاد سنخیت و همراهی بین انسان و محبوبش یعنی همان نیت شرکت در جهاد که یکی از ابتلایات خداوندی است و همچنین فوز و رستگاری را نیز به همراه دارد و البته نوع امتحان و ساعت و شدت و ضعف آن را ما نیستیم که انتخاب میکنیم ... جهاد گوارای وجودتان ... ماه رمضان نزدیک است و میدان جهاد با شیطان مهیا آیا آماده هستیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 04:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر دلتنگم</title>
<link>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-147.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#3300ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ناراحت نیستم که موبایلم دندان آبی ندارد ( همون بلوتوث خودتون ) دلخور نیستم که از دنیا عقب موندم که دنیا میگذره غمگین نیستم که وقتی شبها میخابم پامو که تو خونم دراز میکنم میخوره دیوار آن طرفی ... اما خداییش چند روزیه دلم برای جنگ تنگ شده همین چند شب پیش خواب آقا رضا رو دیدم شاهپور رازقی یا همون رضا رزاقی خودمون / که دقیقا همونطوری که دوست داشت شهید شد دلم خیلی براش تنگ شده بود از اردیبهشت سال ۶۰ که تو قله ۱۱۰۰ بازی دراز ترکش سرش رو شکافت یعنی دقیقا همونجایی رو که بارها با انگشتش به خود من نشون داده بود تا سه شب پیش که دوباره دیدمش ... عجیبه که جنگ هم با همه هیاهوهایش اینهمه مظلومه و دیوارهای شهر که کمتر کسی به سر شونه های خمیده اش که از اسم یادگارهای همون دوران پوشیده شده ... دلم برای همه چی تنگ شده از باران خمپاره ۱۲۰ تا بمبارانهای هوایی از موج انفجار تا میدونهای مین از سوت خمپاره تا ترکشهای کاتیوشا از انفجار گلوله های زمانی تا صدای تیربارهای دوشکا و تیرهای رسام و ... دلم برای بازی دراز تنگ شده برای پادگان ابوذر برای سرپل ذهاب برای سراب گرم برای دشت ذهاب برای دانشگاه جندی شاهپور ( همون شهید چمران ) تا هویزه از دارخوین و انرژی اتمی تا شلمچه از آبادان تا خرمشهر و اروند و کارون و بهمن شیر ... دلم برای همه آنها تنگ شده این روزها دلم همش پیش شماست نمیدونم شماها هم به مثل منی فکر میکنید یا نه؟...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; پ.ن :  آقا ارمان عزیز ( وبلاگ پلاک شکسته ) ترکش نوشته هات ما رو هم گرفت و دوباره هواییمون کرد اگر عمری باشه از شهدا هم مینویسم&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 19:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazmandeyeg9&amp;postid=147</comments>
<dc:creator>bazmandeyeg9</dc:creator>
<guid>http://bazmandeyeg9.blogfa.com/post-147.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
