تبليغاتX
آب_آیینه
خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم
 

زمستان گذشته است....../ گل ها شکفته اند

باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است.........

و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها......

و پشت سنگ ها پنهان هستی...........

بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم......

و صورت زیبایت را ببینم......

زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است......

تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام .....

دوست می دارم.

تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام....

دوست می دارم.

برای خاطر عطر نان گرم........

و برای خاطر نخستین گلها و برفی که آب میشود.

تو را بخاطر دوست داشتن دوست می دارم.......

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم....

دوست می دارم.

سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده........

شاید دوباره گلی بروید،شبیه آنچه در بهار بوییدیم..

پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز.........

شاعر : پل الوار

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

 فرا رسیدن عید سعید قربان بر همه مسلمین مبارک باد

 

 

 

حقیقت اینکه عطر محرم حسین (ع ) در جای جای جان عاشقان این بزرگوارحس می شود این روزها بد جوری هوای حسین دارم همان حسینی که رب النوع حقیقت و عشق است نوشتن در باره او بماند این شعر زیبا از علامه طباطبایی (قدس الله سره الشریف ) را تقدیم به روح آسمانی و عرشی آنجناب میکنم.....

 

مهر خوبان دل ودین از همه بی پروا برد

 

رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

 

تو مپندار که مجنون,سر خود مجنون گشت

 

از سمک تا به سمایش کشش لیلا برد

 

من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه

 

ذره ای بودم ومهر تو مرا بالا برد

 

من خسی بی سر وپایم که به سیل افتادم

 

او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

 

جام صهبا زکجا بود مگر دست که بود

 

که درین بزم بگردید ودل شیدا برد

 

خم ابروی تو بود وکف مینوی تو بود

 

که به یک جلوه,زمن نام و نشان یک جا برد

 

خودت آموختیم مهر وخودت سوختیم

 

با بر افروخته رویی که قرار از ما برد

 

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

 

خم ابروت مرا دید و ز من یغما برد

 

همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت

 

همه را پشت سر انداخت,مرا تنها برد

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:33  توسط مرتضی | 
 

تو آن صورت خود چنان می پرستی     که تا زنده ای ره به معنا ندانی

اگر    لذت    ترک   لذت    بدانی      دگر  لذت  نفس  لذت  نخوانی

 

 

حلول ماه ذی الحجه مبارک باد

تنها یک ماه تا محرم حسینی مانده است شور حسینی را با شعور زینبی همراه کنیم

 

 وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

عاشق آن است كه يا ديده به گل وانكند
يابه غير از گل روي تو تماشا نكند
به گداي تو اگر هر دو جهان را بخشند
رد كند , غير تو را از تو تمنا نكند
شرر عشق تن و جان كسي را سوزد
كه چو پروانه به آتش زده پروا نكند
شمع , فيضش همه شعله است به پروانه بگو
يا كه پروا نكند يا پر خود وانكند
 ديدن روي تو با دادن جان شيرين است
رونما تا كه كسي روي به دنيا نكند
 هرچه پيرايه زمضمون به غزل مي بندم
غزلم را به جز از نام تو زيبا نكند

 

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7:55  توسط مرتضی | 
 

انزلنا من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها...

از آسمان آبی فرو فرستادیم پس هر ظرفی به اندازه ظرفیت خود ( از آن ) میگیرد ... یکی از ظروف دل انسان است اگر دل وسیع باشد از فیض بیکران خداوندی بهره بیشتری می برد اگر دلمان تگ است اگر دلتنگی میکنیم باید بدانیم شاید یک دلیلش همین است که ظرف ما با مظروف مطابقت ندارد یا کم میگیریم و تشنه میمانیم یا باید بزور در آن چیزی جا دهند و حاصلش درد و رنج است..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:57  توسط مرتضی | 

 

سلام

نمی نویسم چون دلیلی برای نوشتن ندارم نمیدانم چه باید بنویسم برای نوشتن مانند خیلی از چیزهای دیگر بهانه ای  قوی و برهانی شدید ندارم باید بهانه ای نیکو باشد حقیقتش از این بازیها به شدت مکدرم نه دردی از کسی رفع میکند و نه عقلی می افزاید و نه .... جز استثناهایی که همیشه مفیدند و البته یا خواننده ندارد یا خواننده کمی دارد و یا می آیند و مینویسند که: خیلی خوب بود خیلی عالی بود به منم سر بزن... یا کسانی که میآیند و کلی گل و بلبل میگذارند و میروند و هیچ مشکلی را حل نمیکند...اسم  همین را من گذاشته ام کامنت بازی... اینکه نظراتشون زیاد بشه و به قول خودشون بترکونند ... نمی نویسم چون نمی دانم چه بنویسم یا چه چیزی را باید بنویسم... نمی نویسم چون حرفهای دل گفتنی نیست و آنکه می گوید این حرف دلم است یا ناخواسته راست نمی گوید و یا متوجه نیست که نباید هر حرفی را به هر کسی گفت و هر جایی نوشت ... نمی نویسم چون در این یک سال هیچ چیزی بر من اضافه نشد و نتوانستم چیزی بر کسی اضافه کنم (بجز دوستان خوبی که یافتم ) نمی نویسم چون نمی دانم چه باید بنویسم و چه باید بگویم تا عقلی را افزون کند یا دلی را آرامش بخشد  یا .... راستی شما برای چی می نویسید؟ نمیخواهم به من پاسخ دهید به خودتان بگویید ... مطمئنم برای خودتان دلیل محکمی دارید موفق باشید و همگی را به خدای بزرگ می سپارم و بابت همه محبتهای شما بی نهایت سپاسگزارم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:59  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن
خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن
خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار
خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن
خدایا آنچه مرا از تو .................................

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
شراب غم
فانی
شایسته
رهپو
نامه هایی به فرشته
به پایان رسیده
تپش سایه
نگار عشق
دل تنگی عزیز
شاخه گلی برای شهید
نسیمی از بهشت
اهورای بزرگ
شاید...جایی برای دلتنگی هایم
همه چیز تنها یک چیز است (مکتوب)
درخت بی سایه ( آرش )
راحلان
خورشید خیبر
بهار
پینکی
اگر تنها باشی دیگه اون نمیاد
شبگرد
شخصی نویس
سرمای سرد سایه (روح)
شکوفه یاس
روی شونهء من یه ستاره نشسته نگاه کن...
آسمانیها
بانوی خرداد
ماورای بهشت
بازگشت
حرفهای یک دل
ارمینه
چتر پاییزی
آبی دریا
گل نرگس
تربت آسمانی
شوق دریا اگرت هست...
عطش (آرام)
رحیق مختوم
شب مهتاب (نازیلا )
پترا
موعود
آوای آشنا
عطای کثیر
ققنوس
عسل خانم
قلندر
گل شکسته
خاطرات من و خودم
مرد تنها
بهتر ببین
دفتر سفید
شهر آشوب
نغمه باران
معید
مینای دل
تلنگر
دختر آفتاب
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
رنگارنگ
بی قرار ظهور
پروانه ای در مشت
در سپیده دم خیال
دنیای کوچولو
پسر با حال
دختر مهربون
گمشده در زندگی
تنهایی من
عمو پورنگ دوست دارم
ساقیا بده جامی
کاکتوس عشق
اسلام حقیقی
آتش عشق
دژ دیجیتالی
هوای بارانی
کلیدهای طلایی موفقیت
اشک ماه (ندا)
نرگسی
صخره
باران
غریب و تنها
ناله های شعر
پسرک عاشق
گر عشق حرم باشد
آدم آهنی
پیدای پنهان
قلبهای منتظر
گل احساس
یگانه زهرا بهشتی
غم موروثی
مداحی
کیمیاگر عشق
اشک ماه (اهورایی)
دنیای سنگی
تیه کال
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
عشق بی پرده
زیر چتر خورشید
صدای غمگین
رخ اندیشه
تموم هستی من... انتظار
تربیت
دخترم ....
نگاه خیس
فاطمیون
حاصل اوقات
جهان بازی
به دنبال پاسخ
طلبه ای از نسل سوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان