المومن مرآت المومن

مومن آیینه مومن است.... یک معنای ظاهری این حدیث این است که هر مومنی آیینه برادر مومن خود است اما معنای دیگری نیز میتوان بر آن نوشت.....
آیینه یا همان مرآت به شیشه ای که مقابل آن می ایستیم اطلاق نمیشود بلکه مرآت آن ماده ای است که پشت شیشه کشیده میشود تا خاصیت عبور به جلوه انعکاس تبدیل شود
یکی از اسمهای خداوند باری تعالی مومن است که در سوره حشر خود را با این اسم نامیده است یعنی مومن...
هو الله الذی لا اله الا هوالملک القدوس السلام المومن المهیمن......(سوره مبارکه حشر ایه22)
او خداییست که معبودی جز او نیست فرمانروا و پاکیزه و سلام و مومن وچیره .... است
و مومن یعنی ایمنی دهنده و حقیقت چنین است که کسی جز خداوند ایمنی دهنده نیست زیرا قدرت او بر همه چیز هیمنه و چیرگی دارد و کسی در برابر او از خود چیزی ندارد ..........
علاقه هر موجودی به خویش امری ذاتی است و هر چه کمالات بیشتر باشد این میل بیشتر و واقعی تر است خداوند متعال نیز به ذات خویش علاقه داشته و کمالاتی را که مالک و داراست دوست می دارد و با کمی تساهل در کلام آیینه باید تا نشانگر این کمالات باشد و کاملترین و پاک ترین و صاف ترین این آیینه ها انسان و بطور اخص آن انسان کامل است که در ذات نبی مکرم اسلام (ص) تجلی یافته است و دقیقا به همین دلیل است که ضمن اینکه او آیینه تمام نمای کمال خداوندی است چنین صادر شده که :
لولاک لما خلقت الافلاک ... اگر تو نبودی آسمانها و زمین را خلق نمیکردم......
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
در این مقام که ذات مقدس نبوی ذاتی برتر از فهم و ادراک ماست و تنها خداوند می تواند معرف حقیقت نبوی باشد به آیاتی از قران کریم استناد میکنم
1: و لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون........ قسم به جان تو (ای پیامبر) ایشان در بی دینی خویش باقی خواهند ماند
2: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام.............. منزه است خدایی که بندهاش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داد( حرکت و سیر پیامبر به خداوند استناد داده شده) ضمن اینکه در آیه فوق خداوند پیامبرش را به ذات خود یعنی ضمیر( ه ) متصل کرده است و ذات از صفت جلوتر است یعنی خداوند نفرموده اند عبد الله که معنی بنده خدا می دهد و فرموده اند بنده او ... واین نسبت به هیچ پیامبری جز اوگفته نشده است...................................................................................................................
3: ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی............. آنگاه به مقام قرب نزدیک شد تا اینگه این قرب به اندازه دو وتر کمان یا حتی نزدیکتر رسید......................................................................................
4:ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی....... ای پیامبر تو پرتاب نکردی آنگاه که تیر انداختی و این خدا بود که پرتاب کرد ( خداوند فعل رسولش را به خود نسبت داده است ).............................................................
5: و ما نقموا الا اغناهم الله و رسوله من فضله...... و ایشان دچار سختی نشدند مگر اینکه خدا و پیامبرش آنها را از فضل خداوند بی نیاز کردند......( واسطه فیض)..................................................................
6: هیچ کجا در قران کریم امر به اطاعت از خدا نمی بینید مگر اینکه در کنارش اطاعت از رسول نیز وارد شده است
ایزد که رقیب جان خرد کرد نام تو رقیب نام خود کرد
.......................................................................................................................
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
.......................................................................................................................
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
