تبليغاتX
آب_آیینه
خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم

معادل کلمه شکر در فارسی سپاس است اگر چه در قران به غیر این معنا نیز آمده است و در نقطه مقابل کفر قرار دارد .....

 انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا

همانا ما اورا به راه هدایت کردیم خواه شاکر باشد و خواه بسیار کفران بورزد

شکر بر دو نوع است : شکر تکوینی  که وجود انسان خود بخود انجام میدهد و شکر تشریعی  که وظیفه ماست و باید انجام دهیم .... شکر تشریعی سه پله دارد ۱: شکر زبانی یعنی اینکه به زبان خود ,خداوند یا هر منعمی را که در حق ما لطفی کرده مورد ستایش قرار دهیم و در این مقام هیچ کلامی به عظمت الحمدلله نیست  ۲  : شکر قلبی و آن یعنی اینکه بدانیم همه نعمتها از خداوند است  و هیچ کسی  از خود چیزی ندارد.

۳: شکر عملی یعنی اینکه نعمت خداوند را در غیر راه خودش  مصرف  نکنیم و یعنی کفران نعمت نکنیم که:

 در روایتی از معصوم آمده که کمترین حق خداوند این است که با نعمتهایش او را معصیت نکنید .... قران کریم در مقام شاکرین میفرماید :

و قلیل من عبادی شکور ....... یعنی: بندگان شاکر من اندکند..............

بیاییم از اندکها باشیم

 

TinyPic image

 

هیچ کس قادر نیست خداوند را آنچنان که شایسته شکر آن جناب است شاکر باشد زیرا هر شکری توفیقی از اوست و با توان و قدرت و نیرویی انجام می شود که از خود او سرچشمه گرفته برای همینهم بر هر شکری شکر دیگری واجب است و در این صورت یک دور و تسلسل پیدا میکنیم و تا بینهایت باید شکر کنیم و این ممکن نیست..... در روایتی از معصوم داریم که انتهای شکر اقرار بر ناتوانی از شکر خداوند است... همینکه بدانیم که نمی توانیم خداوند را آنچنانکه شایسه شان و مقام کبریایی اوست شکر کنیم به نهایت شکر رسیده ایم... که:

                             الهی انت کما اثنیت علی نفسک

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 18:1  توسط مرتضی | 

مدتهاست که این سوال ذهن مرا مشغول کرده است که اگر ما فقط یک دعای مستجاب داشتیم از خداوند چه میخواستیم؟ این ظاهرا سوال ساده ای است اما شاید جواب آسان و ساده ای نداشته باشد راستی اگر از شما این پرسش شود چه پاسخی خواهید داد؟ لطفا نظرتون را بنویسید........ منتظرم  و متشکرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 18:11  توسط مرتضی | 
سلام

تظاهر خیلی بد است اما نه همیشه درست مثل دروغ گفتن که گاهی نه تنها بد نیست بلکه واجب است... مثل غیبت کردن که گاهی ضروری است و غیبت نکردن حرام است دقیقا مثل ریا و خود نمایی و تظاهر که گاهی خیلی بد و گاهی خیلی خوب و گاهی مباح است.. تعجب کردید نه؟ همیشه راست گفتن خوب نیست در روایت داریم که جاهایی باید دروغ گفت مانند اصلاح ذات بین یعنی میان دو نفر را آشتی دادن یا زمان جنگ و گاهی غیبت لازم است مانند زمانی که سرنوشت کسی  به گفتن حقیقت ما بستگی دارد و سکوت ما باعث بدبختی دیگران میشود تظاهر نیز دقیقا اینگونه است گاهی ریا بد و مذموم است مانند نماز گزارانی که برای خود نمایی نماز میخوانند و گاهی خیلی خوب است آنجا که باید شعایر دین را زنده نگاه داشت مثل محرم و مثل حج و مثل نماز جماعت ...  یا بیان حقی که با نگفتن انسان مسکوت می ماند ................همه این وبلاگها نوعی تظاهر است و جلوه گری و خود نمایی اما از نوع ممدوح آن که کسی دیگری را به خود نمایی متهم نمی کند و احساسات دیگری را به استهزا نمی کشد و بر تفکرات دیگری حتی اگر به نظرش خنده دار باشد نمی خندد مگر اینکه خودش مشکل داشته باشد... آمده ایم تا بگوییم هستیم و وجود داریم و میخواهیم عرض اندام کنیم و خود را در این دنیای غریب فریب ندهیم چه کسی با این مخالف است و چرا؟

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

اینهم یک خودنمایی بی نظیر موافقی؟

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 20:8  توسط مرتضی | 

المومن مرآت المومن

 

 TinyPic image

 

مومن آیینه مومن است.... یک معنای ظاهری این حدیث این است که هر مومنی آیینه برادر مومن خود است اما معنای دیگری نیز میتوان بر آن نوشت.....

آیینه یا همان مرآت به شیشه ای که مقابل آن می ایستیم اطلاق نمیشود بلکه مرآت آن ماده ای است که پشت شیشه کشیده میشود تا خاصیت عبور به جلوه انعکاس تبدیل شود

یکی از اسمهای خداوند باری تعالی مومن است که در سوره حشر خود را با این اسم نامیده است یعنی مومن...

 هو الله الذی لا اله الا هوالملک القدوس السلام المومن المهیمن......(سوره مبارکه حشر ایه22)

او خداییست که معبودی جز او نیست فرمانروا و پاکیزه و سلام و مومن وچیره .... است

و مومن یعنی ایمنی دهنده و حقیقت چنین است که کسی جز خداوند ایمنی دهنده نیست زیرا قدرت او بر همه چیز هیمنه و چیرگی دارد و کسی در برابر او از خود چیزی ندارد ..........

علاقه هر موجودی به خویش امری ذاتی است و هر چه کمالات بیشتر باشد این میل بیشتر و واقعی تر است خداوند متعال نیز به ذات خویش علاقه داشته و کمالاتی را که مالک و داراست دوست می دارد و با کمی تساهل در کلام آیینه باید تا نشانگر این کمالات باشد و کاملترین و پاک ترین و صاف ترین این آیینه ها انسان و بطور اخص آن انسان کامل است که در ذات نبی مکرم اسلام (ص) تجلی یافته است و دقیقا به همین دلیل است که ضمن اینکه او آیینه تمام نمای کمال خداوندی است چنین صادر شده که :

لولاک لما خلقت الافلاک ... اگر تو نبودی آسمانها و زمین را خلق نمیکردم......

 

آب دریا را اگر نتوان کشید                هم به قدر تشنگی باید چشید

 

در این مقام که ذات مقدس نبوی ذاتی برتر از فهم و ادراک ماست و تنها خداوند می تواند معرف حقیقت نبوی باشد به آیاتی از قران کریم استناد میکنم

1: و لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون........ قسم به جان تو (ای پیامبر) ایشان در بی دینی خویش باقی خواهند ماند

2: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام.............. منزه است خدایی که بندهاش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داد( حرکت و سیر پیامبر به خداوند استناد داده شده) ضمن اینکه در آیه فوق خداوند پیامبرش را به ذات خود یعنی ضمیر( ه )  متصل کرده است و ذات از صفت جلوتر است یعنی خداوند نفرموده اند عبد الله که معنی بنده خدا می دهد و فرموده اند بنده او ... واین نسبت به هیچ پیامبری جز اوگفته نشده است...................................................................................................................

3: ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی............. آنگاه به مقام قرب نزدیک شد تا اینگه این قرب به اندازه دو وتر کمان یا حتی نزدیکتر رسید......................................................................................

4:ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی....... ای پیامبر تو پرتاب نکردی آنگاه که تیر انداختی و این خدا بود که پرتاب کرد ( خداوند فعل رسولش را به خود نسبت داده است ).............................................................

5: و ما نقموا الا اغناهم الله و رسوله من فضله...... و ایشان دچار سختی نشدند مگر اینکه خدا و پیامبرش آنها را از فضل خداوند بی نیاز کردند......( واسطه فیض)..................................................................

6: هیچ کجا در قران کریم امر به اطاعت از خدا نمی بینید مگر اینکه در کنارش اطاعت از رسول نیز وارد شده است

 

ایزد که رقیب جان خرد کرد        نام تو رقیب نام خود کرد

.......................................................................................................................

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 .......................................................................................................................

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم     چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 

 

TinyPic image

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 20:45  توسط مرتضی | 

                 شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

                     السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

TinyPic image

 

گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم                   خواجه مگر بنده سیاه ندارد   

 

عید حقیقی

اذهبوا  فتحسسوا من یوسف و لا تا یسوا من روح الله وانه لا یایس من روح الله الا القوم الکافرون......

بروید و از یوسف جستجو کنید و از روح خدا نا امید نشوید, همانا که فقط کافران از روح خدا مایوس می شوند

سال گشت شهادت امام عسکری (ع) مصادف است با عید امامت ولی عصر حجت ابن الحسن (عج)

این عید بزرگ بر تمام شیعیان مبارک باد

مانیز از زبان حال یعقوب پیامبر(ع) چنین زمزمه میکنیم که:

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق عنا ان الله یجزی المتصدقین....

ای بزرگوار سختی به ما و خانواده ما رسیده است و بضاعت اندکی آورده ایم پس بر قدر پیمانه ات بیفزا ی و از ما به صدقه دستگیری کن که خداوند صدقه بخشندگان را نیکو پاداش می دهد.......

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند        هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود

 

TinyPic image

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 15:3  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن
خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن
خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار
خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن
خدایا آنچه مرا از تو .................................

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
فانی
شایسته
رهپو
نامه هایی به فرشته
به پایان رسیده
تپش سایه
نگار عشق
دل تنگی عزیز
شاخه گلی برای شهید
نسیمی از بهشت
اهورای بزرگ
شاید...جایی برای دلتنگی هایم
همه چیز تنها یک چیز است (مکتوب)
درخت بی سایه ( آرش )
راحلان
خورشید خیبر
بهار
پینکی
اگر تنها باشی دیگه اون نمیاد
شبگرد
شخصی نویس
شکوفه یاس
روی شونهء من یه ستاره نشسته نگاه کن...
آسمانیها
بانوی خرداد
ماورای بهشت
بازگشت
حرفهای یک دل
ارمینه
چتر پاییزی
آبی دریا
گل نرگس
تربت آسمانی
شوق دریا اگرت هست...
عطش (آرام)
رحیق مختوم
شب مهتاب (نازیلا )
پترا
موعود
آوای آشنا
عطای کثیر
ققنوس
عسل خانم
قلندر
گل شکسته
خاطرات من و خودم
مرد تنها
بهتر ببین
دفتر سفید
شهر آشوب
نغمه باران
معید
مینای دل
تلنگر
دختر آفتاب
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
رنگارنگ
بی قرار ظهور
پروانه ای در مشت
در سپیده دم خیال
دنیای کوچولو
پسر با حال
دختر مهربون
گمشده در زندگی
تنهایی من
عمو پورنگ دوست دارم
ساقیا بده جامی
کاکتوس عشق
اسلام حقیقی
آتش عشق
دژ دیجیتالی
هوای بارانی
کلیدهای طلایی موفقیت
اشک ماه (ندا)
نرگسی
صخره
باران
غریب و تنها
ناله های شعر
پسرک عاشق
گر عشق حرم باشد
آدم آهنی
پیدای پنهان
قلبهای منتظر
گل احساس
یگانه زهرا بهشتی
غم موروثی
مداحی
کیمیاگر عشق
اشک ماه (اهورایی)
دنیای سنگی
تیه کال
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
عشق بی پرده
زیر چتر خورشید
صدای غمگین
رخ اندیشه
تموم هستی من... انتظار
تربیت
دخترم ....
نگاه خیس
فاطمیون
حاصل اوقات
جهان بازی
به دنبال پاسخ
طلبه ای از نسل سوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان