تبليغاتX
آب_آیینه
خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم
 

نوروز رسید و سال قدیمی رفت و سال جدید آمد... این زایش از بطن یک رفتن و یک مرگ پدید آمد .. چنانکه هر زایشی به دنبال خود یک مرگ نیز دارد... پیامبر خداوند(ٌص) فرمودند:

هر گاه بهار را دیدید زیاد یاد مرگ کنید ........

این سخن حاوی پیامهای بسیاری است اینکه نهایت انسان برای این جهان نیست اینکه با وقوع طبیعت معاد نیز امکان پذیر است اینکه هر اتفاقی در بطن خود یک عبرت نیز دارد اینکه باید از عمر خوب استفاده کرد اینکه یاد مرگ خیلی از غمها را میخورد چون هم خود مرگ خوشایند نیست و بلکه ناخوشایندترین اتفاق است و هم اینکه نهایتا همه چیز تمام خواهد شد و اینکه...........................امید است مقلب القلوب قلب همه را به سمت و سوی خودش دگرگون کند و محول الاحوال به همه بهترین حال را هدیه دهد راستی هنگام سال تحویل همه را دعا کنید... مخصوصا برای ظهور آقا و مولایمان....... باشه؟

بهارتان مبارک و همیشه بهار و بهاری باشید 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 8:55  توسط مرتضی | 
فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد        مولای زمان مهتر صاحب دل امجد

آن   سید   مسعود   خداوند   موید         پیغمیر محمود   ابوالقاسم   احمد

وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد         این بس که خدا گوید ما کان محمد

                                 بر منزلت و قدرش یزدان کند اقرار

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 تا خدا هست و خدایی میکند                   مجتبی مشکل گشایی میکند

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

با نام رضا به سینه ها گل بزنید                 با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید               بر دامن ما دست توسل بزنید 

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

                          بر جمال ملکوتی هر سه صلوات

                        اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 13:8  توسط مرتضی | 

 

سلام دوستان

عید آمد و عید آمد آن بخت سعید آمد تا باد چنین بادا

فرا رسیدن سال نو شمسی را بر همه عزیزانم تبریک میگویم امید است با تغییر فصل زمستان ما نیز زمستان و سرما و یخبندان وجودمان را با طلوع مهر جدید تبدیل به گرمی و دوستی و محبت و رویش کنیم بیش از اینکه طبیعت نیاز به رویش داشته باشد انسان باید بروید و تازه شود و جوانه بزند و نو گردد .....................................................................................

خوب است سال جدید را در حالی شروع کنیم که برای همه مردم طلب خیر میکنیم وبرای همه سعادت میخواهیم

 

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

ز کوی يار می‌آيد نسيم باد نوروزی

از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ ها داد سودای زراندوزی

 

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی

 

به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بياموزی

 

چو امکان خلود ای دل در اين فيروزه ايوان نيست

مجال عيش فرصت دان به فيروزی و بهروزی

 

طريق کام بخشی چيست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است کز اين ترک بردوزی

 

سخن در پرده می‌گويم چو گل از غنچه بيرون آی

که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی

 

ندانم نوحه قمری به طرف جويباران چيست

مگر او نيز همچون من غمی دارد شبانروزی

 

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عيبش

خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

 

جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين ای شمع

که حکم آسمان اين است اگر سازی و گر سوزی

 

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بيا ساقی که جاهل را هنيتر می‌رسد روزی

 

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

 

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عيدی و نوروزی

 

جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده

جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 17:25  توسط مرتضی | 

اربعین حسینی رسید

کاروانی که از جاده عشق عبور کرد و با زخمی به بزرگی درد همه بشریت مظلوم همواره در حال رسیدن است و همواره باز میگردد تا تن خسته خویش را نه در آب فرات که در خاک تفتیده و عطشناک کربلا سیراب کند و در دریای اشک عاشقان تنهای درد مند خویش را شستشو دهد  هنوز که هنوز است صدای هل من ناصر حسین بر بلندای تاریخ ایستاده تا هر انسانی که هنوز مردانگی را در کوچه پس کوچه های خویش و تن خویش و خویشتن خویش و مصلحتهای عوام پسند گم نکرده به میهمانی لاله های سرخ شهادت دعوت کند ..............سلام  بر قافله سالار عشق زینب کبری

...........................................................................................................................................

 

سحرگه رهروی در سرزمينی

همی‌گفت اين معما با قرينی

 

که ای صوفی شراب آن گه شود صاف

که در شيشه بماند اربعينی

 

خدا زان خرقه بيزار است صد بار

که صد بت باشدش در آستينی

 

مروت گر چه نامی بی‌نشان است

نيازی عرضه کن بر نازنينی

 

ثوابت باشد ای دارای خرمن

اگر رحمی کنی بر خوشه چينی

 

نمی‌بينم نشاط عيش در کس

نه درمان دلی نه درد دينی

 

درون‌ها تيره شد باشد که از غيب

چراغی برکند خلوت نشينی

 

گر انگشت سليمانی نباشد

چه خاصيت دهد نقش نگينی

 

اگر چه رسم خوبان تندخوييست

چه باشد گر بسازد با غمينی

 

ره ميخانه بنما تا بپرسم

مال خويش را از پيش بينی

 

نه حافظ را حضور درس خلوت

نه دانشمند را علم اليقينی

                                                                                                                                            

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:10  توسط مرتضی | 

 

پنجره ای رو به...........

 

 

نمیدونم رو به چی؟ نور یا گرما یا صبح یا عشق یا...... انتخابش با خودتون

فقط پنجره ای رو به...................................................................

عقده یعنی گره و عقیده یعنی بستن درست مثل اعتقاد و عقیده و حتی  عقد .

همشون یعنی بستن و گره زدن..........

آیا زیبا نیست که پنجره  مجازی این دنیای عجیب را بجای اینکه به روی

این گره ها بگشاییم و بخواهیم همیشه نفرت و دشمنی پراکنده کنیم به سوی

زیباییها و محبتها و عشق باز کنیم ..............................................

بهار نزدیکه و میشه بوی خوش آن را احساس کرد , بهار پنجره  دوباره

طبیعت برای باز کردن تمام گره هایی است که سرمای زمستون ایجاد کرده

وقتی بهار میاد تمام پنجره ها رو به سبزی و زندیگی باز میشه ما هم با

این پنجره دلمون را به سمت دوستیها و محبتهای جدید باز کنیم وقتی میشه

با چند کلمه که مهر درونش است و تمجیدی واقعی است دلی را به دست آورد

و  درخت نگاه منتظری را ابیاری کرد چرا محبت پخش نکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید به همین دلیله که برنامه کامپیوتر همه ما ویندوزه یعنی پنجره هاست

مگه نه؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 22:31  توسط مرتضی | 

میخواستم انواع گریه را بنویسم به نظرم آمد این را از زبان خالق گریه و خنده بیان کنم , یعنی گریه از زبان خداوند.......... البته در قران کریم خداوند خندان و گریاندن را به خودشان نسبت میدهند و در سوره نجم میفرمایند... وهو اضحک و ابکی یعنی اوست که میخنداند و میگریاند و با کمی تساهل در کلام میبینیم که خداوند خندان را بر گریاندن مقدم داشته....من انواع گریه را مینویسم و آیات مربوطه را البته بدون ذکر معنی تا اگر کسی طالب بود خودش کمی قران را تورق کند ..................

گریه انواعی داره میشود در باره هر کدوام به تنهایی کلی حرف زد اما من خیلی خلاصه میگم

الف: گریه درد که از سر رنج و جراحت است

ب: گریه اندوه یا حزن که از سر غصه و ناراحتی است

ج: گریه شوق که از سر شادی و شادمانی است مثل دیدن کسی بعد سالها

د: گریه فریب که همون اشک تمساح است( و جاووا اباهم عشاء یبکون.. ) قصه برادران یوسف

ه: گریه فطرت , که از سر بازگشت به اصل خویش  است (مانند گریه معاویه در برابر خبر شهادت علی)

و: گریه معرفت که بر مبنای عظمت و درک حق است

( اذا تتلی علیهم آ یات الرحمن خروا سجدا و بکیا... سوره مبارکه مریم)

ز: گریه خشوع که از سر شناخت خداوند است

( یخرون للاذقان, یبکون و یزیدهم خشوعا) سوره مبارکه اسری

ح:گریه آسمانها و زمین

( فما بکت علیهم السماء والارض....... سوره مبارکه دخان)

ط:گریه ایمان

 ( واذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق... سوره مبارکه مائده)

ی: گریه حسرت از سر داشتن و یا نداشتن که نمونه آن در سوره توبه است و بیانگر کسانی است که از پیامبر

برای جهاد اسب و اسلحه میخواهند و چون پیامبر خدا این وسایل را ندارد تا در اختیار آنها قرار بدهد آنها از نزد

او گریان باز میگردند (.. تولوا و اعینهم تفیص من الدمع حزنا الا یجدوا ما ینفقون...)

ک: گریه حسرت که وجه غا لب آن در قیامت است

( ولیبکوا کثیرا و لیضحکوا قلیلا... سوره مبارکه نجم)

ل:گریه الکی که از توضیح آن معذورم چون ممکنه به خانمها بر بخوردحالا خیلی هم سخت نگیرید باشه؟

البته گریه انواع دیگری نیز دارد که بخاطر جلوگیری از اطاله کلام به همین مقدار اکتفا میکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 17:56  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن
خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن
خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار
خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن
خدایا آنچه مرا از تو .................................

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
فانی
شایسته
رهپو
نامه هایی به فرشته
به پایان رسیده
تپش سایه
نگار عشق
دل تنگی عزیز
شاخه گلی برای شهید
نسیمی از بهشت
اهورای بزرگ
شاید...جایی برای دلتنگی هایم
همه چیز تنها یک چیز است (مکتوب)
درخت بی سایه ( آرش )
راحلان
خورشید خیبر
بهار
پینکی
اگر تنها باشی دیگه اون نمیاد
شبگرد
شخصی نویس
شکوفه یاس
روی شونهء من یه ستاره نشسته نگاه کن...
آسمانیها
بانوی خرداد
ماورای بهشت
بازگشت
حرفهای یک دل
ارمینه
چتر پاییزی
آبی دریا
گل نرگس
تربت آسمانی
شوق دریا اگرت هست...
عطش (آرام)
رحیق مختوم
شب مهتاب (نازیلا )
پترا
موعود
آوای آشنا
عطای کثیر
ققنوس
عسل خانم
قلندر
گل شکسته
خاطرات من و خودم
مرد تنها
بهتر ببین
دفتر سفید
شهر آشوب
نغمه باران
معید
مینای دل
تلنگر
دختر آفتاب
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
رنگارنگ
بی قرار ظهور
پروانه ای در مشت
در سپیده دم خیال
دنیای کوچولو
پسر با حال
دختر مهربون
گمشده در زندگی
تنهایی من
عمو پورنگ دوست دارم
ساقیا بده جامی
کاکتوس عشق
اسلام حقیقی
آتش عشق
دژ دیجیتالی
هوای بارانی
کلیدهای طلایی موفقیت
اشک ماه (ندا)
نرگسی
صخره
باران
غریب و تنها
ناله های شعر
پسرک عاشق
گر عشق حرم باشد
آدم آهنی
پیدای پنهان
قلبهای منتظر
گل احساس
یگانه زهرا بهشتی
غم موروثی
مداحی
کیمیاگر عشق
اشک ماه (اهورایی)
دنیای سنگی
تیه کال
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
عشق بی پرده
زیر چتر خورشید
صدای غمگین
رخ اندیشه
تموم هستی من... انتظار
تربیت
دخترم ....
نگاه خیس
فاطمیون
حاصل اوقات
جهان بازی
به دنبال پاسخ
طلبه ای از نسل سوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان