تبليغاتX
آب_آیینه
خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم

سلام تعجب کردید؟نه؟

اکثر ما توی مسایل اعتدال و میانه روی را مراعات نمیکنیم و بیشتر مواقع برای اینکه از یک طرف بام نیفتیم از طرف دیگه سقوط میکنیم و به این میگویند تند روی یا کند روی ( همون افراط و تفریط خودمون)

وقتی از چیزی خوشمون میاد به عرش میرسونیمش و وقتی بدمون میاد همچین لهش میکنیم که دیگه به درد نمیخوره.................

خنده بهتره یا گریه؟

خوب پیش داوری نکنید و جواب ندهید.................... .. فقط کمی صبر کنید یک بار دیگه بالا را بخوانید... تند روی یا کند روی... هیچکدام را محکوم نکنید فقط  لطفا یک دقیق تامل کنید ... باشه؟ممنونم

ما انسانیم و مجموعه ای از همه عواطف و احساسات  و هر حسی  جای خاص خودش را دارد و اگر یکی از آنها نباشه یک جورهایی ما نقص داریم............

فقط فرق آنها این است که: گریه جای خنده را میگیرد (اشک شوق) اما خنده جای گریه را نمیگیرد ............

خنده درون ریز است و گریه برون ریز .. برای همین هم بعد از گریه کردن حس سبک بودن و سبک شدن به انسان دست میده........

اگر وسط خیابان بلند بلند بخندید با تعجب وبهت  نگاهت میکنند اما اگر بلند بلند گریه کنید با عطوفت و مهربانی ,...اما با تمام این اوصاف خوبه که حتی در خنده و گریه هم اعتدال را رعایت کنیم  و بدونیم کجا و چرا بخندیم و کجا و چرا گریه کنیم .....( حالا اینقدر ترش نکن ... من اهل هر دوتاشم .. لطفا بخند و بعد برو)

راستی تیتر نوشته ام غلط نیست عمدا نوشتم خنده و خنده , چون ظاهرا طرفداران خنده بیشترند............

اگر دوست داشتی بگید تا بعدا انواع گریه را هم براتون بنویسم

 

Image hosting by TinyPic

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 16:22  توسط مرتضی | 

 

سلامImage hosting by TinyPic

همه به دنبال عشق هستند این در رگ و ریشه و روح وروان آدمیزاد لانه دارد...اگر چه عشق زمینی نیز هم محترم و هم ارزنده است ( به شرطی که با هوس مخلوط نشود) اما باید راهی به سوی عشقی بگشاید که نه در آن اندوهی است و نه جدایی ... یعنی همان معبودی که همه به سوی او حرکت میکنند...........................................................................................................................  الله در کلام دقیقا همین معنا را دارد  یعنی کسی که همه شیفته و شیدای اویند َ چه این شیفتگی و شیدایی را بفهمند و یا اینکه متوجه آن نشوند....... الله ریشه در اله دارد و اله یعنی آنچه که شیفتگی می آورد و لایق و شایسته شیفتگی است...

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 19:14  توسط مرتضی | 

محرم که می رسه فقط دوتا رنگ دیده میشه سرخی و سیاهی و هر دوی آنها من رو به یاد دوستان شهیدم می اندازه.. دلم بدجوری برای زمان جنگ تنگ شده برای همه آنها که کنارشون بودم و الان در کنار آقا و مولاشون حسین(ع) هستند و از نزد پرودرگارشون روزی میخورند و ما چه میدونیم چیه؟ .........................................    عند ربهم یرزقون  فرحین بما آتاهم الله من فضله ....دلم برای همشون تنگ شده و بوی تک تکشون رو حس میکنم..................... برای مجتبی حصاری  برای حسینعلی امامی  برای رضارزاقی  برای علی جواد نیا برای داود ملازجانی برای حسنعلی کریمی برای محمد تشکری  برای علی حاچ میرزا حسین یزدی برای ....................برای سرپل ذهاب برای بازی دراز برای پادگان ابوذر برای دالاهو برای کارون برای شلمچه برای هویزه برای خرمشهر برای.......... دعا کنید که این از قافله شهدا عقب مونده عاقبت به خیر بشه ...................

                                                                                           یا علی

                                        وووووووووووووووووووووووووووووووو

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارم دردی کش میخانه
هر سو نظر اندازی صد خاطره می سازی
زآنها که سفر کردند دلشاد از این خانه
تا سر به بدن باشد این جامه کفن باشد
فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه
ای وای که یارانم گلهای بهارانند
رفتند از این خانه رفتند غریبانه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 17:25  توسط مرتضی | 

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت                    گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم                   یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان  تشنه  لب را  آبی  نمیدهد  کس                    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش یارب مپیچ کانجا                    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت    

چشمت به غمزه ما راخون خورد ومیپسندی           جانا  روا نباشد  خونریز را  حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود                  از گوشه ای برون آی ای  کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود                    زنهار از این بیابان وین راه   بینهایت

ای آفتاب خوبان می جوشد از درونم                        یک ساعتم بگنجان در پرتو عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست                 کش صد هزار منزل پیش است در هدایت

عشقت رسد به فریاد از خود بسان حافظ                   قرآن زبر بخوانی با چهارده روایت

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو 

 تقدیم به قمر بنی هاشم

در حیرتم که  در   آن    دشت  کارزار         دشمن هر آنچه تیر بر او زد خطا نکرد

جز آنکه بندمشک به دندان گرفته بود         در   طول   عمر خنده دندان نما نکرد

                                             ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

... در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالی را،
چنين رفيع نديده بودم!
... شمشيری كه بر گلوی تو آمد
هر چيز و همه چيز را در كائنات
به دو پاره كرد :
هرچه در سوی تو، حسينی شد
و ديگر سو، يزيدی
اينك ماييم و سنگها
ماييم و آبها
درختان، كوهساران، جويباران، بيشه زاران
كه برخی يزيدی
وگرنه حسينی‌اند
خوني كه از گلوی تو تراويد
همه چيز و هر چيز را در كائنات،
به دو پاره كرد در رنگ !
اينك هر چيز : يا سرخ است
يا حسينی نيست ... !

دکتر علی موسوی گرمارودی (کتاب ساقی حق )

                                                  ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

و عاشورایی کسی است که پیش از آنکه در دنیا بمیرد دنیا در او مرده باشد

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 17:46  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن
خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن
خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار
خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن
خدایا آنچه مرا از تو .................................

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
فانی
شایسته
رهپو
نامه هایی به فرشته
به پایان رسیده
تپش سایه
نگار عشق
دل تنگی عزیز
شاخه گلی برای شهید
نسیمی از بهشت
اهورای بزرگ
شاید...جایی برای دلتنگی هایم
همه چیز تنها یک چیز است (مکتوب)
درخت بی سایه ( آرش )
راحلان
خورشید خیبر
بهار
پینکی
اگر تنها باشی دیگه اون نمیاد
شبگرد
شخصی نویس
شکوفه یاس
روی شونهء من یه ستاره نشسته نگاه کن...
آسمانیها
بانوی خرداد
ماورای بهشت
بازگشت
حرفهای یک دل
ارمینه
چتر پاییزی
آبی دریا
گل نرگس
تربت آسمانی
شوق دریا اگرت هست...
عطش (آرام)
رحیق مختوم
شب مهتاب (نازیلا )
پترا
موعود
آوای آشنا
عطای کثیر
ققنوس
عسل خانم
قلندر
گل شکسته
خاطرات من و خودم
مرد تنها
بهتر ببین
دفتر سفید
شهر آشوب
نغمه باران
معید
مینای دل
تلنگر
دختر آفتاب
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
رنگارنگ
بی قرار ظهور
پروانه ای در مشت
در سپیده دم خیال
دنیای کوچولو
پسر با حال
دختر مهربون
گمشده در زندگی
تنهایی من
عمو پورنگ دوست دارم
ساقیا بده جامی
کاکتوس عشق
اسلام حقیقی
آتش عشق
دژ دیجیتالی
هوای بارانی
کلیدهای طلایی موفقیت
اشک ماه (ندا)
نرگسی
صخره
باران
غریب و تنها
ناله های شعر
پسرک عاشق
گر عشق حرم باشد
آدم آهنی
پیدای پنهان
قلبهای منتظر
گل احساس
یگانه زهرا بهشتی
غم موروثی
مداحی
کیمیاگر عشق
اشک ماه (اهورایی)
دنیای سنگی
تیه کال
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
عشق بی پرده
زیر چتر خورشید
صدای غمگین
رخ اندیشه
تموم هستی من... انتظار
تربیت
دخترم ....
نگاه خیس
فاطمیون
حاصل اوقات
جهان بازی
به دنبال پاسخ
طلبه ای از نسل سوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان